هوش هیجانی چیست؟

فهرست مطالب مقاله

چقدر در مورد هوش هیجانی اطلاع دارید؟! تأثیر هوش هیجانی بر زندگی و کار ما چیست؟ وقتی در روابط روزمره و کارتان دچار هیجان می‌­شوید، چگونه آن را کنترل می­کنید؟ اصلاً اینکه آن را بشناسیم مهم است یا نه؟ قطعاً هیچکدام از ما پاسخ دقیق و اصولی برای هیچکدام از این سوالات نداریم، چون هیچ­وقت آموزش اصولی برای آن نداشته‌­ایم. گرچه شاید بهتر بود، این موضوع در مدارس در کنار دروس دیگر آموزش داده می­شد اما خب ماهی را از وقت از آب بگیریم، تازه است.

هوش هیجانی در واقع یک اصطلاح روانشناسی است و نشان­‌دهنده میزان مدیریت افراد بر هیجانات خود و واکنش به هیجانات دیگران است. شناخت این موضوع نوعی مهارت به حساب می‌­آید و دانستن آن بسیار ضروری است. چون خیلی وقت­ها به‌خاطر عدم شناخت هوش هیجانی، کنترل آن نیز برای­مان سخت می‌­شود و خیلی راحت می‌­تواند روابط کاری و روزمره ما را تحت تأثیر بگذارد.

هوش هیجانی چیست؟!

هوش هیجانیهوش هیجانی یا Emotional intelligence نوعی مهارت عاطفی است و به ما کمک می­کند چگونه از احساسات و هیجان‌های خود به‌بهترین‌نحو استفاده کنیم و فکر را در مسیری درست به کار ببریم. به زبان دیگر، هوش هیجانی، احساسی یا عاطفی یعنی شناخت، کنترل عواطف و هیجان‌ها است که مجموعه‌ه­ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را شامل می‌­شود.

این اصطلاح اولین‌بار در دهه 1990 میلادی توسط دو روان‌شناس به نام‌های جان ماییر و پیتر سالویمطرح شد. آنها معتقد بودند کسی که از هوش هیجانی برخوردار است، بر عواطف خود و دیگران کنترل دارد و می‌­تواند بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف فرق بگذارد.

حتماً می­پرسید IQ یا بهره ­هوشی بالا پس به چه کار می­‌آید؟ بله درست است تا قبل از این، بهره هوشی بالا و منطقی‌بودن از شروط موفقیت به­ حساب می‌­آمد، اما امروزه با تحقیقاتی که بر کارکرد مغز و دلایل رفتار و تصمیم‌های انسان­ها انجام شده، تنها داشتن بهره هوشی یا IQ برای رسیدن به موفقیت و مدیریت زندگی و کارکافی نیست. چون باید بتوانیم در لحظاتی که دچار هیجان می­‌شویم و یا احساساتی مثل خشم، ترس، شادی، استرس و … را تجربه می‌­کنیم، بهترین تصمیم را بگیریم یعنی هوش هیجانی (EI) بالایی داشته باشیم.

به عبارت دیگر شما با شناخت هوش هیجانی و تقویت آن، به دست آوردن پاداش­‌های بزرگ­تر برای­تان مهم­تر از پاداش­های کوچک است، و به همین دلیل اجازه نمی‌­دهید هرگونه نگرانی و استرسی قدرت تفکر و استدلال شما را مختل کند. در این صورت است که می‌­توانید در هر حالی امیدوار باشید، دیگران را درک کنید،  مشکلات را شکلات فرض کنید و انگیزه خودتان را حفظ کنید. این مهارت نه تنها در روابط فردی که در حوزه کسب‌و‌کار نیز به کار می­‌آید. خب پس تا به اینجا به اهمیت آن پی بردیم و لازم است آن را در وجود خودمان کشف کنیم.

مولفه­‌های اصلی هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی در مدل­های مختلفی معرفی شده که معروف­ترین آنها مدل مختلط یا Mixed Model است، این مدل توسط یک روانشناس به نام دنیل گلمن مطرح شد که در آن به ساده­ترین شکل، پنج مولفه اصلی هوش هیجانی را معرفی می­کند.

  • خودآگاهی
  • تسلط بر خود
  • انگیزه
  • همدلی
  • مهارت­های اجتماعی

خودآگاهی: یعنی به شناخت کامل از احساسات رسیدن. با این مهارت می­‌توانید توانایی­‌هایتان را بشناسید و بدانید چه موقع کدام یک را به‌کار بگیرید.

تسلط بر خود: این مهارت به شما در کنترل هیجانات کمک می­‌کند. خیلی از مواقع شما دچار خشم و عصبانیت می‌­شوید و باید بتوانید خونسردی خودتان را حفظ کنید و از هر افکار و شخصیت‌­تان را تضعیف می­کند دوری کنید.

انگیزه: مهم­ترین عاملی که انسان برای رسیدن به هدف تلاش می‌­کند انگیزه است. البته در مدل گلمن انگیزه را صرفاً به‌‌خاطر لذت شخصی، کنجکاوی یا رضایت از سازنده و مولد‌بودن می‌داند.

همدلی: این مورد به دیگران مربوط می­‌شود برخلاف سه مورد قبلی یعنی این‌که تا چه حد دیگران و احساسات اطراف را متوجه می‌­شوید و چه پاسخی به آنها می­‌دهید.

مهارت­های اجتماعی:به توانایی مذاکرۀ شما درباره نیازهای خودتان و دیگران برمی­‌گردد. این مهارت می‌­تواند در قالب مشاوره، مدیریت بحران و حتی درد و دل دوستانه باشد.

چگونه از وضعیت هوش هیجانی خودمان مطلع شویم؟

گرچه تست­های زیادی برای این­که از وضعیت هوش هیجانی ­تان مطلع شوید وجود دارد، اما با نکاتی که در ادامه به آن می‌­پردازیم می­‌توانید آن را در وجودتان بسنجید.هوش هیجانی چیست

نکته اول: احساساتتان را چگونه توصیف می‌کنید؟

هرچه در بیان احساسات­تان راحت باشید و از واژگان بیشتری برای ابراز آن استفاده کنید، درک بهتری از هوش هیجانی دارید چون بهتر می­توانید راه مقابله با آن احساس را در پیش بگیرید. این مهم است که وقتی مثلاً حالتان خوب نیست، مستقیماً برچسب بدبودن به احساس­تان نچسبانید و به دنبال علت باشید. اینکه آیا مظطرب هستید؟ بیمارید؟ خشمگین هستید؟ و … آنگاه راحت‌­تر با آن کنار می­‌آیید.

نکته دوم: نسبت به حال دیگران چقدر کنجکاوید؟

اگر همدلی با دیگران و جویاشدن از حال اطرافیان برا­ی­تان مهم است، یعنی به آنها اهمیت می­‌دهید و حال­شان برای شما مهم است چون متوجه می‌شوید چه بر آنها می‌گذرد و این یعنی هوش هیجانی بالایی دارید.

پوش نوتیفیکیشن؛ یک توفیق اجباری!حتما بخوانید: پوش نوتیفیکیشن؛ یک توفیق اجباری!

نکته سوم: نسبت به تغییرات مقاوم هستید یا نه؟

کسی که از هوش هیجانی خوبی برخوردار باشد از تغییرکردن و حتی تغییرات ناگهانی نمی‌­ترسد، چون آنقدر بر خودش و احساسات­ش کنترل دارد که برای مواجهه با هر کدام راه­کار­هایی آماده دارد. این یعنی قدرت سازگاری بالا.

نکته چهارم: تا چه حد با نقاط قوت و ضعف خودتان آشنا هستید؟

تنها شناخت احساسات و هیجانات کافی نیست! شما باید نقاط ضعف و قوت خودتان را به­‌خوبی بشناسید تا در فرصت­هایی که پیش می­‌آید به‌خوبی بتوانید از آنها استفاده کنید.

نکته پنجم: زود ناراحت می‌شوید یا نه؟

وقتی شما خودتان را خیلی خوب بشناسید دیگر کمتر کسی پیدا می­‌شود که بتواند با حرف­هایش ناراحت‌­تان کند. می­دانید چرا؟! چون دیگر مرز بین شوخی و تحقیر را خوب یاد گرفته‌­اید.

نکته ششم: توانایی نه گفتن دارید؟

باید بلد باشید خیلی راحت “نه” بگویید. چون تعهد شما نسبت به مسئولیت­‌هایی که درحال‌حاضر دارید را نشان می­‌دهد و این شانس موفقیت شما را بالا می­برد. حتی در مسائل زندگی هم همین­طور است. چرا باید کاری را انجام دهید یا شرایطی را بپذیرید که جز استرس و افسردگی برای شما چیزی ندارد.

نکته هفتم: از اشتباهاتتان درس می‌گیرید؟

کسی­ که هوش هیجانی بالایی دارد به اشتباهاتش به چشم تجربه نگاه می­‌کند و آن را چراغی می­کند برای ادامه راه، نه اینکه مدام به آنها فکر کند و فراموش­شان نکند.

نکته هشتم: توقع جبران از دیگران دارید؟

وقتی به کسی هدیه می­‌دهید و یا کاری در حق او اتجام می­‌دهید، دوست دارید خیلی سریع جبران کند؟ یا نه برای لذت این کار را می­کنید؟ اگر هوش هیجانی بالایی دارید باید از بخشیدن بدون توقع لذت ببرید. اینگونه هم روابط قوی­تری می­‌سازید و هم به دیگران اهمیت داده‌­اید.

نکته نهم: کینه‌ای هستید؟

اگر کسی در حق شما دشمنی کرد یا خواست آسیبی برساند، به دل می­‌گیرید؟ حتماً می­‌دانید که فکرکردن به چنین مواردی ذهن و جسم شما را در حالت جنگ قرار می­‌دهد. البته اشتباه نشود اگر جان شما در خطر است یا در هر موقعیت اظطراری دیگری قرار گرفته‌­اید، هرگونه واکنشی برای حفظ بقا درست است، اما اگر چنین خطر و مشکلی گذشته است دیگر فکرکردن به آن تنها ذهن و روح شما را تخریب می­‌کند و از همه مهم­تر قدرت حل مسائل را از شما می­گیرد.

نکته دهم: فیلتر ذهنی دارید یا نه؟

می­دانید که عملکرد ما به ورودی­های ذهنی ما برمی­گردد و این خیلی مهم است که اجازه ندهیم هر چیزی به ذهن ما راه پیدا کند چون هرگونه احساسات و افکار منفی بر ناخودآگاه ما اثر می­گذارد. اگر هوش هیجانی بالایی داشته باشید در مواجهه با افراد و یا افکار منفی، در لحظه احساسات خودتان را شناسایی می­‌کنید و سعی بر کنترل آن می­‌نمائید.

نکته یازدهم: کمالگرا هستید؟

اگر هوش هیجانی بالایی داشته باشید اهداف­تان را تقسیم‌­بندی می­‌کنید (اهداف کوتاه‌­مدت، میان­‌مدت و بلندمدت) و مستقیماً به نقطه کمال نگاه نمی­‌کنید، چون رسیدن به آن مستلزم تلاش زیادی است و حتی ممکن است نرسید. افراد با هوش هیجانی بالا واقع­‌گرا هستند و کاری نمی­‌کنند تا از مسیر خسته شوند و کنار بکشند.

نکته دوازدهم: شکرگزار هستید؟

اگر به‌­خاطر تمام داشته‌­هایتان شکرگزار هستید پس بدانید که 23% کمتر از دیگران دچار استرس می­شوید. چرا؟! چون نیمه پر لیوان را می­بینید و زمان و فکرتان را صرف کاری مثبت کرده‌­اید.

سخن پایانی

امیدوارم متوجه اهمیت هوش هیجانی شده باشید و بدانید رشد و تقویت آن چه تأثیری بر زندگی شخصی و کاری شما می­گذارد. لازم است بدانید که مهارت یک چیز اکتسابی است نه ذاتی و به‌راحتی با تمرین و تکرار می­‌توانید آن را یاد بگیرید. امیدواریم که در این راه موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *